سطر هفتم

سطر هفتم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۶، ۰۰:۵۱ - قالب رضا
    به به

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «‌ ابد و یک روز» ثبت شده است



والتر: تا جایی که می‎دونم... اینا غیرقانونی بودن دیگه؟

هنک: آره خب، بعضی وقتها میوهی ممنوعه خوشمزهترینه. مگه نه؟

والتر: خندهداره مگه نه؟... اینکه چطوری اون خط رو رسم میکنیم.

هنک: جدا؟ کدوم خط؟

والتر: این که چی قانونیه، چی غیرقانونی. سیگارهای کوبایی، مشروب، می‎دونی اگه این مشروب رو سال 1930 میخوردیم قانونشکنی محسوب میشد اما سال بعدش هیچ منعی نداشت؟ حالا هم فقط خدا می‎دونه سال بعد چه چیزی قانونی میشه.

هنک: مثلا علف؟

والتر: آره. مثلا علف یا... هر چیز دیگه‎ای.

هنک: کوکائین؟ هروئین؟

والتر: منظورم اینه که این قوانین قراردادیه.

هنک: خب پس باید بیای یه سر زندون رو ببینی. کلی از آدمهای اونجا از این حرفا میزنن؛ هی رفیق! آخه چرا منو به خاطر ده پونزده بسته ماری‌جوآنا دستیگری کردی؟! سال دیگه وقتی ویلی نیلسون رئیسجمهور بشه همهش قانونی میشه. گندش بزنن. این مسائل رو یهطرفه نبین. بعضی وقتا چیزایی قانونین که نباید باشن. استعمال شیشه قبلا قانونی بود. قبلا به صورت آزاد توی همهی داروخونههای کشور فروخته میشد. خدا رو شکر که تو این مورد سرعقل اومدن.

Breaking Bad


*

پ. ن.: مرزهای سفت و سختِ مقاومتم در برابر سریال‎دیدن کاملا درهم شکستند!

پ. ن. 2: اردی‏بهشت تمام شد... (سلام مهسا). محض یادآوری و «حواس‎تان هست؟».

پ. ن. 3: بازتاب‎های اولیه‎ی نمایش فروشنده‎ توی کن، کمابیش خوب بوده. برای تماشایش، فعلا باید منتظر بمانیم. هر چند، با زمانی که به سرعت برق و باد می‎گذرد، واژه‎ی انتظار مفهمومش را از دست داده‎است.

پ. ن. 4: یادم نبود که در مورد ابد و یک روز، چیزی بنویسم. از فیلم‎های اکران جدید هم باید حتما اژدها وارد می‎شود را ببینم یکی از همین روزها.

پ. ن. 5: شهر چراغانی‎ست... شب‎های چراغانیِ عیدطورِ شهر را دوست دارم. مخصوصا این یکی را.

پ. ن. 6: کجا رفتند چیزهایی که قرار بود در موردشان بنویسم!؟


۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۳۹
لیلی

برای سال آینده‎ی سینمایی‎، این‎ها جزو فیلم‎هایی هستند که حتما تماشایشان خواهم کرد، ترجیحا همراه با...:

اژدها وارد میشود،‌ ابد و یک روز،‌ من،‌ سینما نیمکت و ایستاده در غبار و سیانور.

و البته،‌ فروشندهی اصغر فرهادی که توی جشنواره نیست و شاید نگارِ رامبد جوان.

برای آن شبهایی که هدف اصلی، تفریح هست و دور هم جمع شدن،‌ این‎که فیلم چی باشد، زیاد مهم نیست... با در نظر گرفتن این اصل اساسی که وقت گذاشتن برای تماشای بعضی فیلمها،‌ توهین به خود است... البته منظورم «فقط» فیلمهای آقای دهنمکی نیست.

* امیدوارم فیلمهای دیگری هم باشند،‌ خارج از این لیستِ‌ کوچک،‌ که غافلگیرم کنند.

پ. ن.: این که پدیدهی بازیگری سریال شهرزاد،‌ پریناز ایزدیار،‌ توی فیلم ابد و یک روز درخشیده، نشانهی خوبیست. درخشیدن ستاره‎های شهرزاد، چیز غیرقابل‎انتظاری نیست. ولی این‎که پریناز ایزدیار که قبلا، هیچ‎گاه به چشم نیامده بود، آن‎قدر خوب از پسِ گاهی اوقات شیرین و دوست‎داشتنی کردنِ کسی که به خاطر رقیب و دشمنِ درجه یکِ شخصیت اصلی قصه بودن، طبق قواعدِ درام باید منفور باشد، برآمده، او را لایق عنوان پدیده‎ی سریالی که اکثر بازیگرانش خیلی خوب هستند، می‎کند.

پ. ن. 2: من هیچ‎کدام از فیلم‎های جشنواره را ندیده‎ام.

۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۴
لیلی