سطر هفتم

سطر هفتم

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ شهریور ۹۶، ۰۰:۵۱ - قالب رضا
    به به

و خاک، خاکِ پذیرنده... اشارتی‌ست به آرامش

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ب.ظ

و این منم
زنی تنها
در آستانه‌ی فصلی سرد
در ابتدای درکِ هستی آلوده‌ی زمین
و یأسِ ساده و غمناکِ آسمان
و ناتوانی این دست‌های سیمانی

...
و من به جفت‌گیری گل‌ها می‌اندیشم
در آستانه‌ی فصلی سرد
در محفلِ عزای آینه‌ها
و اجتماعِ سوگوارِ تجربه‌های پریده‌رنگ
و این غروبِ بارورشده از دانشِ سکوت
چگونه می‌شود به آن کسی که می‌رود این‌سان
صبور
سنگین
سرگردان
فرمان ایست داد؟
چگونه می‌شود به مرد گفت که او زنده نیست او هیچ‌وقت زنده نبوده‌ست؟
در کوچه باد می آید
کلاغ‌های منفرد انزوا
در باغ‌های پیر کسالت می‌چرخند
و نردبام
چه ارتفاع حقیری دارد
آن‌ها تمام ساده‌لوحی یک قلب را
با خود به قصر قصه‌ها بردند
و کنون دیگر
دیگر چگونه یک نفر به رقص برخواهد خاست
و گیسوانِ کودکیش را
در آب‌های جاری خواهد ریخت
و سیب را که سرانجام چیده است و بوییده است
در زیر پا لگد خواهد کرد؟
...
چه ابرهای سیاهی در انتظار روز میهمانی خورشیدند...


+ فروغ فرخزاد

 

هنوز داغ و اشک‎های پرپرشدنِ... آتنا تازه‎ی تازه هست که خبرِ مرگ تلخ و ناباورانه‎ی پروفسور مریم میرزاخانی رسید. چقدر زود... خیلی دور نیستند روزهایی که آن‎طور سرشار از غرور و افتخارمان کرده بود...

کلمه کم می‎آورد... و بغض و اشک هم...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۴
لیلی

نظرات (۲)

۲۴ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۸ رامین رزاقی
مرسی
این دو مرگ  چقدر به هم نزدیک و چقدر با هم فرق دارند لیلی !
هر دو در اوج ، یکی کودکی و یکی کمال جوانی ، و هر دو مرگ ، از تبعات زنانگی . سرطان و‌تجاوز ... هر دو علت جهل آدمها ، چه در سلامت تن و چه در سلامت روان . دقیقا به چه چیزی مفتخریم ما آدمها ؟! 

پاسخ:
آره صبوحا...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی